x نُخبهـ ـے یـآغــﮯ x

► Crown Prince exile ◄


پـروفـایـل Update شـد!

لینک هر کدوم از آهنگا که تو پروفایل نوشتم رو خواستید ، بگید ، بدم!!

•••

دانلود مـروگـر گـوگـل کـروم !

Google Chrome
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 13:37 توسط عبآسـ (ولیعهد تبعیدگاه)

زندگی لعنتی آلوده

دوسـت دارم کـسـی جـایـی مـنـتـظـرم نـبـاشـد .. !!

از دوسـت داشـتـن و دوسـت داشـتـه شـدن مـی تـرسـم،

عـواقـبـش را قـبـلا دیـده ام،

بـه زنـدگـی لـعـنـتـی آلـوده ادامـه مـی دهـم ، 

تـا بـلـکـه مـعـجـزه ای شـود ..


+ از آدمای شهــر بیــزارم .. !
+
گذشتن از گذشته ها معنی ِ زنده موندنه .. 
اسم ِ تورو نخوندنُ خواب ِ منُ سوزوندنه .. 
رفتنُ دل بریدنه حرف ِ تمومه آدما .. 
بخت ِ بلند ِ عاشقی نه با توئه نه با منه ..
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 15:31 توسط عبآسـ (ولیعهد تبعیدگاه) |

ﻣﺜـﻞ ﺯﻣﺴﺘــــ ـــــﺎﻥ …

نمی ﺧﻮﺍﻫـــــــﻢ ﮐﺴـﯽ ﺩﻭﺳﺘـــــــــﻢ ﺩﺍﺷﺘـﻪ ﺑﺎﺷﺪ 

ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﺳـــــَــــﺮﺩﻡ … 

ﻣﺜـﻞ ﺩﯼ , 

ﻣﺜـﻞ ﺯﻣﺴﺘــــ ـــــﺎﻥ … 

ﺍﺣﺴــــــﺎﺳـﻢ ﯾـﺦ ﺯﺩﻩ 

ﺁﺭﺯﻭﻫـــــــــﺎﯾـﻢ ﻗﻨﺪﯾــــﻞ ﺑﺴﺘــﻪ 

ﺍﻣﯿــــــﺪﻡ ﺯﯾــﺮ ﺑﻬﻤــﻦ ِ ﺳــﺮﺩ ِ ﺍﺣﺴــﺎﺳﺎﺗﻢ 

ﺩﻓــــــــﻦ ﺷـﺪﻩ … 

ﻧﻪ ﺑﻪ ﺁﻣـــــﺪﻧﯽ ﺩﻝ ﺧﻮﺷــﻢ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺭﻓﺘـــــﻨﯽ 

ﻏﻤﮕﯿــﻦ 

ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﭘــُﺮ ﺍﺯ ﺳﮑـــــــــﻮﺗـﻢ

چه شطرنجی زدم با تو ، حالا هر جا برم کیشه 

چه شانسی داره اون شاهی ، که چشماش ماتِ تو میشه

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۲ ساعت 11:46 توسط عبآسـ (ولیعهد تبعیدگاه) |

حـال فـردامـم نـمـیـدونـم

دنـیـای مـا انـدازه ی هـم نـیـسـت مـن عـاشـق بـارون و گـیـتـارم 
مـن روزهـا تـا ظـهـر مـیـخـوابـم 
مـن هـر شـب و تـا صـبـح بـیـدارم 
دنـیـای مـا انـدازه ی هـم نـیـسـت مـن خـیـلی وقـتـا سـاکـتـم سـردم 
وقـتـی کـه مـیـرم تـو خـودم شـایـد 
پـایـیـز سـال بـعـد بـرگـردم 
دنـیـای مـا انـدازه ی هـم نـیـسـت مـی بـوسـمـت امـا نـمـی مـونـم 
تـو دائـم از آیـنـده مـی پـرسـی 
مـن حـال فـردامـم نـمـیـدونـم


+ دلـتنگـم !
+ یه دفعـه دلـم واسـه " آ " تنـگ شد ! :(
+ " بچه هـای تبعیـدی " ...! 
(نمیـدونـم چی بنویسـم که لایـق خوبـی هاتـون باشـه) :(
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۲ ساعت 8:59 توسط عبآسـ (ولیعهد تبعیدگاه) |

کـام سـنـگـیـن سـیـگـار

گـاهـی وقـتـا بـه خـوبـی هـای دنـیـا حـسـودیـت مـیـشـه
از حـس نـفـرت پـری
، هـمـه عـطـرهـا و خـاطـره هـا بـرات تـلـخ شـده
اطـرافـت
پـر از آدمـه ولـی حـس مـیـکـنـی هـمـه واسـت غـریـبـه َن!
هـه ، دلـت مـیـخـواد شـب تـک و تـنـهـا بـاشـی
وسـط یـه خـیـابـون طـولـانـی و سـوت و کـور
...
کـام سـنـگـیـن سـیـگـار ، فـکـرت پـر از خـالـی
فـقـط بـه مـسـیـر فـکر کـنـی نـه انـتـهـای خـیـابـون
هـمـه چـی بـرات سـیـاه و سـفـیـد بـاشـه
فـقـط خـودت بـاشـی و خــــودت
...

04314310273628780127.jpg

+ یـآد گرفــتم آدم نبــآشم ، خیلــی غیــر بــآور نبآشمـ
سخــتم هســت بـآز زنـدگی کنم ُ، اهل ایــن شـهر بم نمیــخورن خُـب !

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 16:15 توسط عبآسـ (ولیعهد تبعیدگاه) |

حـس گـــــرمــی دسـتـ های تـــو

دوسـت دارم یـڪ شبــﮧ، هفتــاد سـال پیـــر شـوم
در ڪنــار خیـابــانی بـایستـــم . . .
تـــو مـرا بـی آنڪــﮧ بـشنــاسی ،
از ازدحـام تــلخ خـیـــابـان عبــور دهــے . . .
هفتـــاد ســال پیـــر شـدن یــک شبـــﮧ
بـه حـس گـــــرمــی دسـتـ های تـــو
هنــگامـی کـه مرا عبــور میـدهـی بــی آنـڪـﮧ بـشنــاســی،
مــے ارزد . . .!




+ جونم بــادپـــا •کلیک• ، ینی ریـــ*ــده به زد بازی !
کلی منتظر یه نفر بودم که بشینتشون سرجاشون
دیگه خیلی پرو شده بودن
، مخصوصا سیجل !
حرکت باحالیه
:) کلیک

+ نوشته شده در جمعه هشتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 11:18 توسط عبآسـ (ولیعهد تبعیدگاه) |

این بار نخوانـده مرا بفهـم...!

دسـتـانـم شـایـد

امـا، دلـم نـمـیـرود بـه نـوشـتـن ،

ایـن کـلـمـات بـهـم دوخـتـه شـده کـجـا ، 

احـسـاسـات مـن کـجـا ! 

ایـن بـار نـخـوانـده مـرا بـفـهـم...!

+ مـعـجـزه مـنـم ، مـعـجـزه تـویـی ، یـه خـدا اون بـالـا داری کـه مـنـکـر تـو نـی ! صـادق !

+ یـاد دارم ، بـم یـاد دادن ، کـه لـال بـاشـم ! فـدایـی ! 

+ بـبـیـن تـو رویـا هـمـیـشـه حـقـیـقـت گـُمـه ! حـصـیـن !

سـخـتـه بـد شـدن ولـی مـن عـوض شـدم ! آرش AP !

حـال کـنـیـن بـا ایـن تـرول ! هـرکـی گـفـت از کـیـه مـتـن؟ :)

+ مـوزیـک ضـمـیـمـه! دانلود

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 23:6 توسط عبآسـ (ولیعهد تبعیدگاه) |

ســاده بگـــویـم

از هیـــچ چیـــز بــه ذوق نمـــی آیـــی !
دلـــت بـه درد آمـــده و بـــه چیـــزی گـــرم نیســت ...
ســاده بگـــویـم :
وقتـــی تـــا ایـــن حــد بــی تفـــاوتــی
بـــه پـایــانــت نـزدیکـــی ...
بگــو تــا نبـــودنــت را تمـــریـن کننـــد !
http://www.uplooder.net/img/image/28/7846db99284bbc9f4a979edf0e5df69d/07794715347962123220.jpg
+ تـو مـیـدونـی کـه ابـر رهـگـذر بـارون نـداره ...!
+ هـرکـی پـرسـیـد سـلـام چـطـوری؟ جـواب یـک کـلـام ، دِکـوری !!! :)
+ حـقـیـقـت کـلـفـتـه ، نـمـیـره تـو مُـخـای تـنـگ !!!
سـامـی بـیـگـی >>> کلیک

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 22:15 توسط عبآسـ (ولیعهد تبعیدگاه) |

شگــرد شیکستت

مــآ که رمز بــردن تو کتمون نمیــره

ولــی شگــرد شیکستت اینــه که دور بریاتُ راضی نیگر داری !
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 23:41 توسط عبآسـ (ولیعهد تبعیدگاه) |

بوی فـَـــراموشی گرفتــه اَم

بوی فـَـــراموشی گرفتــه اَم !
رَنگــــِ تَنـــ ـهایــ ...
دٍل شکستـگی ...
بُـغــــض وَ خـامـوشـی
چـیـزی نیستـــ ،
تـآریـخ مَصـــرَفـمـ گذشتـــه اَستـــ !


آموختهـ اَم کهـ وابَستهـ نَشوَمـ ،
نهـ بهـ کَسی نهـ بهـ رابِطه ای !
وَ این لَعنَتی... نَشُدنی تَرینـ کاریـ اَست کهـ آموختهـ اَم... 

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 0:56 توسط عبآسـ (ولیعهد تبعیدگاه) |

صحنه‌ هایِ خالی‌

صحنه‌ هایِ خالی‌ 
گناهِ هیچ بازیگری نیست !
عشق به تماشا اگر نباشد 
صندلی‌ هایِ خالی‌ ،
ایستاده می‌‌میرند ...
پرده های قرمزِ مخملی 
از سر بی‌ حادثه گی‌‌ افتادگی می‌‌کنند 
و چلچراغ‌ های بی‌ حافظه 
در سوگ بی‌ کسی‌ 
تا ابد بی‌ صدا میسوزند ... 
حکایتِ شاعرانه‌ های ماست 
دستِ شعر مرا بگیر 
این نمایش ،
چشم‌ های تو را می طلبد!


بعضی ها ، هیچ وقت آدم نمی شوند ! در چرخه ی تکامل … 
چگونه ظاهرِ آدم یافتند ، نمیدانم خصلتشان زخم زدن است ! 
و خراشیدنِ روح ! حالا تو بگو ، چگونه در کنارِ چنین گرگهایی ...
اگر چنگ در نیاوریدوام می یــابــی !

+ گذاشتمش ادامه مطلب ! ;)

ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 20:31 توسط عبآسـ (ولیعهد تبعیدگاه) |

نـمی نـویـســم …

نـمی نـویـســم … 
کــه کـلـمـات را آلــوده نـکـنـم بـه گـنـاه… 
گـنـاهـی کـه از ان مــن اسـت… 
نمی نویسم … 
تـا سـکـوت را بـیـامـوزمـ… 
نـمـی نـویـسـمــ... 
تـا احـسـاسـاتم را مـحـبـوس کـنـمــ…. 
تـا نـخـوانـی… 
نـدانـی…. 
کـه چـه مـی گـذرد ایـن روزهـا بـر مــن!! 
مـی خـنـدمــ…. 
تـا یـادم بـمــانـد… 
تـظـاهـر بـهـتـریـن کـار اسـت…! 
تـا یـادم نـرود… 
کـه دیـگـران مـرا خـنـدان مـی خـواهـنـد… 


بعدا نوشت: به سلامتیه اون دختری که پرادو جلوش ترمز زد... 
توجه نکرد... حتی کنجکاو نشد ببینه کیه... 
رفت جلوتر با دوچرخه با عشقش رفتن چیتگر عشق و حال... :)
+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 22:5 توسط عبآسـ (ولیعهد تبعیدگاه) |

یـک روزی می تـابـد !

گـآهـی روزگـآر آنقـدر فـراموشی می گـیرد ،
کـه یـآدش می رود معنـآی معـرفـت را ؛
تـآریـکی ، ظلمـآت ؛
و چشـم هـآ عـآدت کـرده اسـت بـه هیـچ ،
بـه سیـآهی ، تنهـآ همیـن .
و عـآدت میکنـم بـه تـآریـکی ؛
و بهتـر میتوانـم ببینـم ،و در همیـن زمـآن ؛
تغییـر بـه سراغـم می آیـد ؛
همـان موقـع کـه امیـدی نیسـت ،
درسـت ، وقتـی کـه نـوری نمیبینـم ؛
و بـدبینـم ،و چـه غمگینـم ؛همـآن موقـع ،
کـه از زمیـن و زمـآن دلگیـرم ؛
نـوری می تـآبـد ،بـه روشنـی آفتـآب ؛
کـه چشمـآنـم را می زنـد !
امیـد هـم عـآدت دارد ،در اوج نـآامیـدی بتـآبـد !
زنـدگی ایـن اسـت ؛بی معـرفتی می کنـد بـرای مـدتی ؛
امـآ ؛معـرفـت را فـراموش نمیکنـد !
یـک روزی می تـابـد !

19424391324809880074.jpg

پ ن 1: منبع ツ افــڪــارسـتـان נر پـشت هیچســتـآن
پ ن 2: اینو حتما ببینید پست شهریور 90 کلی باش خاطره دارم کلیک کنید
پ ن 3: بعضيـــام هستـن پـابـرهنـــه ميـان تــو زنـدگـي آدم
امـــا وقتـي ميـرن لبـاس مـارک دار تنشـونه...!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 14:19 توسط عبآسـ (ولیعهد تبعیدگاه) |

قرار نبود این قدر تنها شوم!

قرار بود هر چند وقت یک بار، هر وقت تنها شدم
بیایم اینجا، کوتاه
تک جمله ای دلگیر بنویسم و بروم ...
فقط قرار نبود این قدر تنها شوم!




بــِـذار هـَر كـــی هـَـر چـِقـَـــدر میــخواد شــاخ شــه . . .
من اَز گـاو بازی خـُــوشـِم میــاد
. . . خـَرجـِش یه پارچـــه قرمــــِزه

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۲ ساعت 14:25 توسط عبآسـ (ولیعهد تبعیدگاه) |

چه دورها که نزدیک ...

چه دورها که نزدیک ...
و چه نزدیک ها
که دور اند !
فرسنگ ها را سنگ زنید ...
... فاصله،
دروغی ست که جاده ها می سازند !


h664_am10.jpg

 بعــدا نــوشت: چه بدهـ دلت بگیره نخوای با کسی دردُ دل کنــی

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 16:30 توسط عبآسـ (ولیعهد تبعیدگاه) |